مرو ای تاج سرمن  سوی میدان زبرمن

شه والاگوهرمن سوی میدان زبرمن

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مرو ای جان برادر سوی میدان زبرمن  منما تیره چوشب روز به مدّ نظرمن

یادگارپدرومادروجدّمن محزون  مکُن از رفتن خودرخت مصیبت به برمن

++++++++++++++++++++++++++++++++

من بی کس چه کنم بی تودراین وادی پُرغم  غیرتودادرسی نیست مرادرهمه عالم

مکن از آتش هجران جگرم خون کمرم خم  فکنَددرتواثرآه دل بی اثرمن

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

من خونین جگرامروز دل ازدست بدادم  که دراین وادی پرخوف وخطر پای نهادم

بُوَداین آرزو از دور فلک عین مرادم   که خداخیرکند عاقبت این سفرمن

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چه کنم گرنکنم بی توبلندآه ونوارا   چه زنم گرنزنم شعله زداغ تو جهان را

چه دهم گرندهم بدرقه راه توجان را     به کجا میروی ای مونس شام وسحرمن

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خبرازدرددل خواهربی تاب نداری   داغ خودرا به سرداغم ازآن روی گذاری

به من از کرب وبلا فوج بلا گَشته شکاری  صبرراگوی که تاآیدوبیند هنرمن

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

شوق سردادن خودبسته زخواهرنظرت را   به کف شهرنهی زینب خونین جگرت را  

چه کنی بعدخوداطفال زغم دربدرت را   آب بگذشت برادرزفراقت زسرمن  

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ترسم ازگردش گردون وستمکاری اختر   اوفِتَدسینه بی کینه ات ای سبط پیمبر

درصف ماریه زیرلگد شمرستمگر    دل "صامت" شود ازبهرتوخون ،خونجگرمن