نوحه حضرت علی اکبر (ع)
اکبر به لیلا گفت در هنگام قربانی مادر چرا در نینوا چون در نی درافغانی
***********
کن صبر ای مادر ـ درماتم اکبر شد وعدۀ عهد الست ای هاجر ثانی
************
مادر سراندیب بلارا قال وقیل آمد جدم پیمبر با علی با جبرئیل آمد
از خیمه گاه عاشقان بانگ رحیل آمد دل رفته از دستم ــ بین عاشق مستم
تأخیر کارعاشقان آرد پشیمانی
مادر ببین سطح زمین چون بید لرزان است این وادی طور و حسین موسی بن عمران است
یابرخلیل کوی حق آتش گلستان است یعقوب مینالدــ ایوب می زارد
شد وعدۀعهد است ای هاجر ثانی
القصه ای مادر مرا وقت سخن تنگ است بعداز عزیزان زندگی براکبرت ننگ است
بانگ درای کاروان بانالۀ زنگ است برگشته اقبالم ــ ای وای برحالم
شدتیره روز روشنم چون شام ظلمانی
لیلا چه از هجران خبربشنید از اکبر پیچیدبرخود چون سپند برآتش مجمر
گفت ای فدای چشم تو ازاین سفربگذر بنشین به پهلویم تا سنبل مویم
مشکین غزالم لحظه ای کن عنبرافشانی
مادرسلاح جنگ رااز قامتت واکن ای یوسف مصر وفا فکر زلیخا کن
هجرت قیامت می رود محشر تماشاکن فرزند نام آور ازاین سفر بگذر
شدتیره روزروشنم چون شام ظلمانی
مادر مگر برعشرتت عیش جهان سخت است آشوب درروم وخطا هنگامه در بلخ است
هجر توای زیبا پسر برمادرت تلخ است یوسف جمال من ـ رعنا غزال من
برگَرد مشکین محفلم یعقوب کنعانی
بنشین نهم من آینه برقرعه رویت قوس وقزح سازم خجل ازطاق ابرویت
شانه زنم بر نرگس شهلای گیسویت عالم کنم شیداـ زین قامت رعنا
مجنون صفت ازگلشن لیلا بیابانی
یا شبه خیرالمرسلین ای عرش را لنگر ای احمد رفرف نشین ای شافع محشر
بنگر(( مَلِک)) را ازمرض افتاده بر بستر ای مُصحف سبحان ـ ای لُجّۀ احسان
صدألف ازاین خواری پسر زین قوم سفیانی
صدألف:صدهزار